کاوه کرماشان فعال “مافی مروف”(حقوق بشر) دستگیر شد

بهمن ۱۴م @ ۱۷:۴۶ نویسنده: رحمان

کاوه کرمانشاهی

..............................کاوه کرمانشاهی

با پیام یکی از دوستان مشترکم با کاوه در فیس بوک باخبر شدم. تکان خوردم باور نکردم. دوست نداشتم باور کنم. نمیخواستم باور کنم. گفتم مثل دفعه پیش لابد شایعه است. آن دوست دیگر روی فیس بوک نبود که منبع خبرش را کنترل کنم. برایش ایمیل دادم. چندی نگذشت باز چتی دیگر این پیام را داد، خبر همان بود. به تویتر نگاه کردم و اسم کاوه را سرچ کردم. یکنفر خبرش را گذاشته بود. از دوستان فیسبوکی خواستم اگر کسی خبر دارد صحت و سقم این خبر را کنترل کند! دوست عزیزی کامنت گذاشته بود که خبر موثقه است. و در سایت گزارشگران این جملات آمده بود:

کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر صبح امروز ۱۴ بهمن ماه در منزلش در کرمانشاه بازداشت شد. مادر وی ضمن تایید این خبر اظهار داشت:” کامپیوتر شخصی وی نیز به توقیف نیروهای امنیتی در آمده است”.
کاوه قاسمی کرمانشاهی از جمله فعالان با سابقه ی حقوق بشر است که در کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان، انجمن منحل شده ژیار و همینطور سازمان ادوار تحکیم وحدت عضویت دارد.

به چه جرمی؟
کاوه کرماشانی یا کاوه قاسمی کرمانشاهی را هم دستگیر کردند. به همین سادگی. سه کلمه خبر: کاوه دستگیر شد…. کاوه یکی از معدود بازماندگان نسل جوان فعال در صحنه حقوق انسان در کردستان بود. کاوه یاور مادران زندانیان بود و یار دلنگرانیهای لیست اعدام…. کاوه صدای همه شما بود که گزارشهایش هنوز به بیرون درز می کرد و تریبونی بود برای گفتن گوشه ای از “مافی مروف” (حقوق انسان به کردی). برای آزادی کاوه تلاش کنید
کاوه در کنار خانواده های زندانیان بود. کاوه مینوشت و تنها گناهش دفاع از حقوق بشر بود. لطفن برای کاوه بنویسید، برای آزادیش تلاش کنید. کاوه باید آزاد باشد و بنویسد و به خانواده ها سر بزند. کاوه را نمیتوانم در قفس ببینم. دلم پر از غم کاوه است. چشمم برای مادر نگرانش اشک میریزد. به چه گناهی باید کاوه را دستگیر کرده باشند؟ به کدامین جرم؟ به کدام گناه؟ برای کدامین جنایت؟ برای کدام خطا؟

کاوه متعلق به هیچ حزب و گروهی نیست. کاوه در کارنامه هیچ جریان سیاسی نیست. کاوه به تنهایی یک حزب بزرگ است که نامش آزادی انسان است. کاوه را هیچ جریانی صاحب نیست بلکه حقوق بشر تنها جریان و تعلقش است.کاوه متعلق به همه ایرنیان و همه کردها، لرها، بلوچها، ترکها و بهایی است. کاوه در تیول هیچ جناح و دسته ای نبود و برای همه بیکسان مینوشت. هیچ روزنامه خاصی و نشریه ای را صاحب نبود و تنها دغدغه اش انتشار گزارشهای هفتگی حقوق بشریش بود که برای همه بیکسان ایمیل می کرد. کاوه باید آزاد باشد و آزاد بماند.

با سکایپ و تلفن و ایمیل از دوستان خوبمان جویای صحت و سقم دستگیری شدم. همه نگرانش بودند و هر کس پیشنهادی داد. دوست عزیزی که مثل کاوه برایم عزیز است، در پاسخ سوال من که به چه جرمی؟ گفت چطور نمیدانی جرم کاوه چیست. کاوه کرد است، اسمش کاوه است، فامیلش کرمانشاهی است، از انسان دم میزند و حقوقش، برای زنان و آزادیشان فعالیت می کند. برای حقوق انسان کرد فعالیت کرده است. پس اینها جرم نیست چه چیزی جرم است؟
برای کاوه غمگینم برای حقوق از دست رفته انسان که بی کس است غمگینم
گویا مادرش نخواسته که مصاحبه بکند و منتظر بازجوییهاست. امیدوار برای رهایی. ما نیز همگان امیدوار رهاییش هستیم، امروز و فوری بهمین دلیل هم عکس پروفیلمان را به عکس کاوه و آزادیش تغییر دادیم…..

بیشتر:

وبلاگ کاوه (ژیار)
وبلاگ پیشین کاوه
وبلاگ برای جمع آوری اخبار و گزارشها تا رهایی برای کاوه

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

شب ۳۰ ژانویه دیکتاتور در رتردام زوزه می کشید

بهمن ۱۲م @ ۰۲:۴۴ نویسنده: رحمان

همانطوریکه میدانید جمهوری اسلامی ارکستر سمفونی تهران را برای تبلیغات با شعار صلح و دوستی روانه اروپا کرده است و تور این ارکستر در پی اجرا در استراتسبورگ، بروکسل و رم شب شنبه به رتردام هلند میرسید.
خبرهای رم را که دیدیم تصمیم گرفتیم که ما نیز با حضورمان این دروغ و پروپاگانادای کثیف و حیله گرانه را افشا کنیم، صلح و دوستی در مرام اینها محلی از اعراب ندارد. در داخل کشور شهروندان را اعدام می کنند، چگونه به مردم اروپا می گویند که طرفدار دوستی و صلح هستند در حالیکه چنگ و دندان کثیفشان به خون جوانان ما آغشته است. در بیغوله هایشان به جوانانمان تجاوز کرده اند. مخالفین را شکنجه می کنند. در خیابان با ماشین زیر می گیرند، در جلو منازلشان ترور می کنند. فعالان حقوق بشر را محارب نامیده و قصد جانشان را کرده اند. جوانان کرد را با هدف دودستگی در صف اعدام گذاشته اند. حال با استفاده از فرهنگ و هنر مهجور ایرانی میخواهند این چهره و چنگال خونین را مشاطه کنند. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

کنسرت خون

بهمن ۱۱م @ ۰۷:۰۲ نویسنده: رحمان

Blood Concert Holland, Rotterdam 7

Blood Concert Holland, Rotterdam
کنسرت خونین جمهوری اسلامی که با نام صلح و دوستی در رتردام اجرا شد
در این تظاهرات هاری فان بومل نماینده حزب سوسیالیست در مجلس هلند ضمن حمایت از اعتراضات مردم ایران طی سخنانی گفت: “در ایران نه
صلحی هست و نه هیچ دلیلی برای کنسرت صلح وجود دارد، این کنسرت، کنسرت خون
است نه صلح. مردم در ایران برای آزادی حق بیان دستگیر و اعدام میشوند. این
شرم آور است که سالن د دولن که متعلق به شهرداری رتردام است چنین کنسرتی را اجازه اجرا داده است.اما کسانی که با بلیط مجانی در این کنسرت و سالن شیک آن شرکت کرده اند شاید
ندانند که این سالن و هزینه هایش توسط جمهوری اسلامی ایران پرداخت شده است و ممکن است برای آنها یک نوع جشن باشد ولی برای مردم ایران چنین نیست. دستهای جمهوری اسلامی به خون مردم بی گناه در ایران رنگین است و کسانی که در این کنسرت شرکت کرده اند با سازماندهندگان این جشن که دستانشان رنگین است، دست میدهند. من خوشحالم که شما اینجایید تا به این جشن آمدگان حقیقت را گوشزد کنیم و بگوییم که بدانند صلحی در ایران وجود ندارد و بهمین دلیل من با شما اینجاییم که با تجمع خود آنرا گوشزد کنیم “

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

اعدامها در ایران و نامه نماینده مجلس هلند به وزارت خارجه در این باره

بهمن ۱۰م @ ۰۴:۳۰ نویسنده: رحمان

هاری فان بومل، نماینده حزب سوسیالیست هلند در مجلس طی نامه ای با طرح ۴ سوال از وزیر خارجه هلند در ارتباط با اعدامها در ایران توضیح خواست
(۲۹ ژانویه فرستاده شده)
۱. آیا تایید میکنید که دو نفر بجرم شرکت در تظاهراتهای ماه ژوئیه ۲۰۰۹ در ایران اعدام شده اند؟
آیا درست است که این دونفر محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور نام داشته اند؟ اگر نه کی بوده اند؟ و همچنین آیا این درست است که ایشان در لیست گروه ۱۱ نفره ای بودند که بر اساس همین واقعیتها به مرگ محکوم شده اند؟۲. موافق هستید که نگرانی برای اجرای اعدام نه نفر دیگر جدی است؟

۳ آیا این درست است که در ماههای گذشته گروهی از فعالین کرد اعدام شده و اینک ۱۷ نفر در انتظار اعدام به سر میبرند؟

۴. آیا بیاد میاورید که در مقابل سئوال مجلس قول داده بودید که “مشترکن ایران را تحت فشار خواهید گذاشت”؟ آیا به جای موضع مشترک در اتحادیه اروپا و فشار از طریق پست دیپلماتیک به تهران، حاضر هستید که سفیر ایران را فرا بخوانید و محکوم کردن این اعدامها را به ایشان اظهار کنید؟

وبسایت هاری فان بومل در حزب سوسیالیست هلند: http://international.sp.nl /representatives/harry.stm

ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

اسامی اعدامیها را خط بزنیم یا لیست اسامی اعدامیها را برای همیشه پاره کنیم

بهمن ۹م @ ۰۱:۵۵ نویسنده: رحمان

دیروز ۴۵ نفر بودند و امروز ۴۳……
انسانها برایمان یک اسم اند که به راحتی خط میخورند

اعدام محمدرضا علیزمانی و آرش رحمانیپور همه مارا دوباره سخت در غم از دست دادن دو انسان فرو برد. گزارشهایی از اعدام و روند دادگاه و چگونگی دستگیری، این دو انسان امروز بر فیس بوک، تویتر، سایتهای اینترنتی و وبلاگها قرار گرفته و قصد من تکرار آنها در اینجا نیست بلکه با احترام فراوان قصد من طرح درخواستی شخصی و دادن هشداری است برای جلوگیری از اعدامها و نجات جان انسانهایی دیگر. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

بهمن ۸م @ ۰۲:۲۳ نویسنده: رحمان

neda-birthday-the-hague.f4v

بزرگداشت تولد ندا آقاسلطان، جانباخته ای از تبار آزادیخواهان، در لاهه هلند.
ندا، سمبل، تکثر گرایی، فمینیسم، مدرنیسم، بیگناهی، زیبایی، عشق ، جوانی، پاکی و شادابی جنبش سبز ایران

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

بیانیه جمعی از فعالان کرد(بیش از ۸۰ تن)، جنبش سبز، جایگاه و مطالبات ما

بهمن ۱م @ ۱۸:۳۵ نویسنده: رحمان

بیش از هفت ماه از آغاز جنبشی اجتماعی و نوین در ایران که به جنبش سبز شهرت یافته، می گذرد. جنبش کم نظیری که به یمن بهره برداری خلاقانه از امکانات وسیع و جدید ارتباطات جمعی؛ همچون شبکه های اینترنتی، تصویر برداری آماتور توسط دوربینهای موبایل، شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و غیره، به سرعت فضاهای مجازی و خبری را اشغال کرده و خود را به جهانیان معرفی نموده است. تکنولوژی نوین از هر ایرانی یک رسانه ساخته و عملا هر شهروند رسانه ای و غیر رسانه ای را عضو یک شبکه فراگیر اجتماعی کرده است. یکی از ویژگی های این شبکه اجتماعی تنوع هویت اعضای آن است، و چنانچه این تنوع و تفاوتها کاملا به رسمیت شناخته شده و مورد توافق و احترام متقابل قرار گیرد، در آینده جهت تحقق اهداف آن مفیدتر خواهد بود. ادامه‌ی نوشته »
ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

” روژگار یکی سیره گوڵم” / نامه ای از فرزاد کمانگر

دی ۳۰م @ ۰۲:۵۵ نویسنده: رحمان

دنبال من نگرد مادر
نام مرا بر زبان نیاور در مقابل در این زندان
اینجا دنبال من نگرد
ستاره افتاده بر گیس تو
آن را نکن خسته و گریان

غروب ها دلم میگیرد. نوعی بی قراری به سراغم می آید. نمی دانم چرا ولی سالهاست به این دلتنگی ها عادت کردم. حالا دیگر شعر شاملو، سیگار و لیوان چای هم کام تلخم را شیرین نمی کند. فقط این دلتنگی ها را برایم گیراتر و جذاب تر می نماید. غروب ها با دلم خلوت میکنم. به خودم و انسان های دور برم، به انسانهایی که نشانشان عددی شده است چند رقمی فکر میکنم.
به یاد می آورم که من زندانی شماره ۱۳۵۴۹۰۶۴۸ هستم. اعداد نماد و رمز شده اند، ۳۵۰، ۲۰۹، ۲۴۰، ۲ الف
روزها هم در سرزمین ما سمبل می شوند روزهایی که کم کم تعدادشان از تعداد صفحات تقویم بیشتر شده، ۳ اسفند، ۱۸ تیر،۱۶ آذر، ۲۲ تیر، ۲۹ اسفند، ۳۰ خرداد، ۲ بهمن و…. به یاد می آورم که آدمها در شب تار سرزمین ما خیلی زود ستاره می شوند و ما صاحب قاب عکس های شده ایم به تعداد ستاره های آسمان. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

فرزاد کمانگر منتظر اعدام است، نگذاریم جمهوری اسلامی داغ ننگ خودی و غیر خودی را بر پیشانی ما بزند

دی ۲۷م @ ۲۱:۱۱ نویسنده: رحمان

از فرزفرزاد معلم فرودستان جامعهاد چه بنویسم او خود همه اوراق یک داستان از انسانیت است او خود اسطوره یک حماسه انسانی است و او خود با عکس العمل هایش در مقابل دیکتاتور و عمالش یک دنیا سخن از انسان گفته است. فرزاد تصویر نه تنها امروز کردستان بلکه تصویر بی گناهی نسلهای متمادی انسان در مقابل جنایتکاران در همه ایران است. فرزاد ندای بشر آزادیخواه و دلسوز فرودستان در جهان مدرن است که امروز در دستان مردان دیکتاتور اسیر است و در انتظار اعدام …
فرزاد معلم فرودستان جامعه
“می خواهم نسیمی شوم و پیام عشق به انسانها را به همه جای این زمین پهناور ببرم”
این ترجمه شعریست که فرزاد از کردی ترجمه کرده… این دغدغه فرزاد در کلام آخر “وصیتنامه” یا نامه اش به اژه ای است…
عشق به انسان…. ادامه‌ی نوشته »
ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

فصیح یاسمنی اعدام شد! آیا اعدامها در همین جا متوقف میشود؟

دی ۱۷م @ ۱۷:۴۴ نویسنده: رحمان

قبل از اینکه برایم مهم باشد که این انسان عضو کدام حزب بود و به چه حکمی کشته شد دلم برای مادر و پدرش سوخت و برای فرزندانش متاثر شدم. خانواده ای دیگر بهترینش را از دست داد. عزای دیگر انسانی…غم دیگری برای همه انساندوستان. دگر بار اندوهی سنگین بر دل همه آنانی نشست که به مهرها و مهره های حزبی و گروهی توجه ندارند. با تشخص و مقام انسانها را اندازه نمی گیرند. رنگ و جنس و نژاد برایشان اهمیت ندارد بلکه انسان بودن تنها ملاک قضاوتشان است.

یکی دیگر از عزیزانی که در راهرو مرگ بود، به خیل جانباختگان و قربانیان مبارزه برای دمکراسی و نجات ایران از اعدام، کشتار و سرکوب پیوست. فصیح از جمله ۱۸ کردی بود که احکام اعدامشان بر اساس اتهام محاربه با خدا صادر شده است. پاره ای از دوستان بر اساس شواهد انکار ناپذیر از جمله تهدیدها، شعارها و تبلیغات رسانه ای رژیم از یکطرف و اقدام نمایندگان طرفدار احمدی نژاد برای سرعت بخشیدن به قانون اعدام، از طرف دیگر، قریب الوقع بودن اعدامها را هشدار داده بودند. ولی اینک با اعدام فصیح این نگرانی جدی تر است و ظاهرن جمهوری اسلامی از عملی کردن تهدیداتش از کردستان آغاز کرده است. وشاید همزمان به سراغ دیگر محاربین در تهران و باغیان در همه ایران برود. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin


انتخاب ها:

Size

رنگ ها

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes