شب ۳۰ ژانویه دیکتاتور در رتردام زوزه می کشید

بهمن ۱۲م @ ۰۲:۴۴ نویسنده: رحمان

همانطوریکه میدانید جمهوری اسلامی ارکستر سمفونی تهران را برای تبلیغات با شعار صلح و دوستی روانه اروپا کرده است و تور این ارکستر در پی اجرا در استراتسبورگ، بروکسل و رم شب شنبه به رتردام هلند میرسید.
خبرهای رم را که دیدیم تصمیم گرفتیم که ما نیز با حضورمان این دروغ و پروپاگانادای کثیف و حیله گرانه را افشا کنیم، صلح و دوستی در مرام اینها محلی از اعراب ندارد. در داخل کشور شهروندان را اعدام می کنند، چگونه به مردم اروپا می گویند که طرفدار دوستی و صلح هستند در حالیکه چنگ و دندان کثیفشان به خون جوانان ما آغشته است. در بیغوله هایشان به جوانانمان تجاوز کرده اند. مخالفین را شکنجه می کنند. در خیابان با ماشین زیر می گیرند، در جلو منازلشان ترور می کنند. فعالان حقوق بشر را محارب نامیده و قصد جانشان را کرده اند. جوانان کرد را با هدف دودستگی در صف اعدام گذاشته اند. حال با استفاده از فرهنگ و هنر مهجور ایرانی میخواهند این چهره و چنگال خونین را مشاطه کنند.
آکسیون مشترک
جوانان پیشرو و یاران ندای ایران مشترکن تظاهراتی را برای اعتراض به اعدامها و رو کردن دست جمهوری اسلامی در دروغ صلح و دوستیش فراخواندند. در زمان موعود به درب ورودی نمایشخانه ریا رفتیم، هوا سرد بود و همه عصبانی از اعدامهای محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور و نگران لیست ۴۳ نفره اعدامیها، شعارها مرتب تکرار میشد: “این کنسرت کنسرت خونه”، “خونریزی را متوقف کنید”. “دیکتاتور خونریز برو گمشو”، “دیکتاتوری نابود است و آزادی پیروز است”، “نه به اعدام و زندان”، “ما همه با هم هستیم بترسید بترسید”، “هبستگی با آزادیخواهی در ایران”، “ایران آزاد برای همه”. این بار بیشتر شعارها بزبان انگلیسی و هلندی بودند. هدف هلندیها بود که مارا درک کنند و بدانند که این چهره خونین ادعایش دروغین است. این رژیم جنگ طلب و خونریز است. این رژیم هر روز جنایت می کند و با شهروندان خود سر صلح جویی ندارد که هیچ، خونشان را هم در شیشه میخواهد.
از ۲ روز پیش هلندیهای سیاسی و آگاه با نوشته و کلام در سایتها و روزنامه ها تردید خود را از نیت جمهوری اسلامی از این کنسرت بیان کردند. یکیی از بهترین مواضع متعلق به هاری فان بومل عضو فراکسیون اس پی(حزب سوسیالیست هلند) در پارلمان هلند بود که صراحتن این کنسرت را کنسرت خونین نامید و گفت که ما در کنار مردم معترض در تهران و بقیه شهرهای ایران هستیم و همزمان در مجلس نیز سولاتی از وزیر خارجه نسبت به اعدامها مطرح کرد.

هاری فان بومل نماینده پارلمان هلند از حزب
سوسیالیست در حال پاره کردن بلیط ورودی کنسرت

برخورد بی دلیل و ایجاد جو دیکتاتوری در سالن نمایش
قصد رفتن و شرکت در کنسرت را داشتیم. بلیطها را سفارت به اطرافیان و کسان نزدیک خود داده و بطور مجانی پخش کرده بود. سالن ۱۷۰۰نفره و بسیار مجلل د دولن را برای این منظور انتخاب کرده بودند. سازمانی هلندی واسطه اجاره شده بود. کسانی که دستی بر آتش دارند معتقدند که بالای یکصد هزار یورو خرج این کنسرت در هلند شده است. ۳ بلیط از جایی ۴ تا از جایی دیگر، در آخرین لحظات نزدیک به شروع کنسرت کلی بلیط گیرمان آمده بود. عده ای با ابتکار خود به داخل رفته بودند. ماموران امنیتی در پشت درهای د دولن تظاهرات را میپاییدند و از تظاهرات کنندگان تصویربرداری میکردند. دوستان ما در همه جا بودند، مقابل ساختمان با پلاکارد و بلندگو و سخنران، جلو در ورودی برای پخش اطلاعیه و صحبت با مدعیون، در بین امنیتیها برای تهیه بلیطهای بیشتر، و در داخل در انتظار شروع کنسرت. هر کسی با ابتکار خود میخواست در داخل مهمان کنسرت خون شود. من نیز با دوربینم بداخل رفتم. در همان در ورودی مورد تعرض یکی از مسولین سفارت قرار گرفتم که با توسل بزور میخواست مرا بیرون کند که کارمندان سالن گفتند این کار امکان پذیر نیست و ایشان میتواند در این قسمت مثل همه شما بایستد. بالاخره وقتی که همه بداخل رفتند من نیز همراه با چند نفر از مدعوین دیگر بداخل رفتم. سالن ۱۷۰۰ نفره را تقریبن خالی یافتم. شاید حدود۳۰۰ نفر در سالن بودند. با عبور از طول سالن متوجه حضور زیاد دوستان طرفدار جنبش سبز شدم از جمله یک ردیف از صندلیهای بالکن را افراد هلندیی اشغال کرده بودند که همگی شالهای سبز به گردن داشتند. چند تا از دوستان با دیدن من به سراغم آمدند و از طرح های ابتکاری خود سخن گفتند. شیوه کار این بود که با احترام به مدعوین واعضای ارکستر اقدام شود. حتی الامکان میبایست از بهم زدن نظم اجرای کنسرت خودداری کرد زیرا ما باید سنت جنبش را که مسالمت آمیز است، نمایش دهیم. بنا این بود که در آخر کنسرت، سخنی با حاضرین مبنی بر اینکه این ارکستر مثل برنامه های پروپاگاندای نازیها در زمان اشغال هلند است، گفته شود. از یارانمان که اعدام شذه اند یاد کنیم و از دروغین بودن ادعای صلح و دوستی…. اعضای ارکستر با تاخیری ۴۵ دقیقه ای وارد سالن شدند. ناگهان ۲ مامور انتظامات به کنارم آمده و خواستند با آنها بروم. اصلن نمیتوانستم تصور کنم که اینها بدون هیچ دلیلی مرا از سالن بیرون کنند. من مرتکب هیچ “خلافی” نشده بودم. بهمین دلیل مقاومت کردم و با مقاومت من تعدادی از دوستان هم با اعتراض به این مساله به جر و بحث با ماموران پرداختند. برنامه اشان بیرون کردن تک تک ما بود(البته تا انجایی که شناسایی کرده بودند، حتی بدون دلیل)

در همین هنگام متوجه شدم که ۲ نفر دیگر از دوستان را از همان در پشتی با زور و تهدید دارند خارج می کنند. بهمین دلیل دوستان منتظر پایان گرفتن کنسرت نمی مانند و هرکدام بنحوی شروع به نشان دادن اعتراضات خود می کنند. سیروس با در آوردن تابلو “وی سبز” به بالای صحنه میرود و سرود یار دبستانی را میخواند. سالن سرود را دم میگیرد. من در راهرو در کشمکش با ماموران بودم که صدای یاردبستانی به من مژده پیروزی داد. ماموران را توسط بیسیمشان فرا خواندند تا برای کمک دوستانشان به داخل بروند. فهمیدم که کار بر اثر اعمال زور و دیکتاتوری خود جمهوری اسلامی، حتی در یک کشور دمکرات، زود هنگام شروع شده و دیگر کنسرت بی کنسرت. برخورد خشونت آمیزشان به ما که توام بود با پیچاندن بازو و اعمال زور در حالیکه هیچ عملی مرتکب نشده بودیم و بدون کمترین دلیلی نشان از توجیه و توصیه ماموران جمهوری اسلامی به انتظامات داشت.

کنسرت “صلح و دوستی” جمهوری اسلامی که با بشدت سبز شد و نصفه کاره، تزویرشان بهم خورد

نشان دادن دوستی و صلح با ضرب و شتم تماشاچیان سبز
هنگام پیوستن مجدد بدوستانمان در بیرون ساختمان با استقبال بی نظیر آنان مواجه شدیم و همراهان در صفوف تظاهرات با به آغوش کشیدن ما و فرستادن درود و تشویقهایشان، درد برخورد انتظاماتیها را از دست و بازویمان بیرون کرد. دوستان از داخل مرتب به برگزارکنندگان خارج از سالن گزارش داده بودند. در دقایق بعدی تعداد دیگری از دوستانمان را از سالن اخراج کردند. ماموران جمهوری اسلامی در عکس العمل به پیوستن سالن به سرودخوانی و برای کنترل بیشتر به ضرب و شتم دوستان ما در داخل می پردازند. خشونت و فحاشی های آنان که توام با شعارهای همیشگیشان بود دست صلح دوستی شان را به خوبی اشکار کرد. ما با هزاران کلمه و شعار هم نمیتوانستیم واقعیت امر را بدین روشنی برای مخاطبین بیان کنیم. مزدوران رژیم با مشت ولگد به جان دختران سبز پوش ما افتادند. یکی از دوستان توانست یکی از ضاربین را به اداره پلیس بکشاند. ویدئوها در پایان تظاهرات صحنه هایی را به بیننده نشان میدهد که بطور وضوح ماموران امنیتی سفارت و عمال دیکتاتور و حزب اللهی با خشونت هر چه تمامتر بمانند خیابانهای تهران به زور متوسل شده و معترضین را مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
یکی از ویدئوها:
http://www.youtube.com/watch?v=Ks5G4o-vVfs
تغییر معادله به نفع جنبش سبز، هیچ مکانی برای جمهوری اسلامی دیگر امن نیست
دیشب برای اولین بار در ۱۹ سال اخیر در خارج از ایران دیدم که چگونه هیولای جمهوری اسلامی به خاک افتاده است. این اژدهای هزار سر، به خودش میپیچید، لگد میانداخت، فحش میداد، حمله میکرد و زوزه میکشید.
آکسیون ما موفق بود. جمهوری اسلامی نتوانست حتی در شهر رتردام هم خشونت و سرکوبگری خود را پنهان کند، آنهم در صحنه ای که برای حفظ ظاهر هم که بوده میبایست چهره دیگری از خود نشان میداد. دست رو شده جمهوری اسلامی در سالن د دولن بیشتر از پیش رو شد و بعد از نیم ساعت کنسرت خود را تعطیل کردند. این چه دوستی و صلحی است که عده ای انسان را در سالن کنسرت صلح و دوستیشان برای داشتن شالگردن سبز مورد ضرب و شتم قرار میدهند و زیر مشت و لگد می گیرند.
آکسیون هلند نشان داد دیگر جمهوری اسلامی در هیچ صحنه ای نمیتواند از فضای امنی بهره بگیرد و برای تبلیغات و پروپاگاندا همه
معترضین خود را حذف کند. بیشماری و گستردگی این جنبش دیگر به مرحله ای رسیده است که معادله به نفع معترضین تغییر کرده است.
لینک به تعدادی از ویدئوهای کنسرت خونین:
http://www.youtube.com/view_play_list?p=0D39BD6716B0E4D0
البوم عکسهای بیشتر از آکسیون:
http://www.facebook.com/album.php?aid=140074&l=7b98405a9b&id=628859598
بیست و دوم بهمن در پیش است. ما باید بتوانیم ۲۲ بهمن را به نهایت تغییر این معادله تبدیل کنیم

ارسال به:
  • Twitter
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Technorati
  • Balatarin

هنوز نظری داده نشده

می توانید نخستین نظردهنده باشید!

نظر بدهید

ورود با OpenID

ورود معمولی



انتخاب ها:

Size

رنگ ها

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes