لحظاتی پیش کاوه قاسمی کرمانشاهی آزاد شد
لحظاتی پیش کاوه قاسمی کرمانشاهی با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان دیزل آباد کرمانشاه آزاد شد.
در پی اعتصاب غذای یک هفتهای کاوه نسبت به بلاتکلیفی سرنوشتش و سپری کردن حدود ۳ ماه و نیم زندان در بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه که ۸۰ روز ان در سلول انفرادی بود، هفته گذشته خبر انتقالش به زندان دیزل آباد و تغییر وثیقه به ۱۰۰ میلیون تومان در رسانهها منتشر شد. این خبر موجی از شادی و انتظار را درمیان همه دوستداران آزادی و حقوق انسان موجب شد تا بالاخره دقایقی قبل خبر آزادی و بیرون آمدن از زندان را نزدیکان کاوه انتشار دادند(ساعت حدود ۵ بعداظهر روز یکشنبه ۲ خرداد ماه ۱۳۸۹). در مدت بازداشت فشارهای فراوانی بر کاوه اعمال میشد تا اتهامات واهی دیکته شده از طرف بازجویان را بپذیرد. از جمله این اتهامات اقرار به جاسوسی بود که موجی از اعتراض را از طرف دوستان کاوه و دوستداران آزادی، عدالت و صلح بههمراه داشت. آزادی کاوه را به خانواده محترم وی و همه دوستانش از صمیم قلنب تبریک میگویم.
در روز جهانی آزادی مطبوعات، قدیمی ترین زندانی مطبوعات ایران عدنان حسن پور را فراموش کردیم
آنروز که آزاد بودم میخواستم جهان را عوض کنم و فکر می کردم که میتوانم دنیا را تکان بدهم. پول، مقام و هر شغلی ناچیز بودند و توانایی و انگیزه های من بیش از آن بود که مبلغی و منصبی بتواند با آن مقابله بکند. بعد از سپری کردن یکهفته در آن سلول سرد و تاریک، باز شدن دریچه ۳۰ سانتیمتری روی درب سلول دغدغه خاطرم و هم صحبتی با هر انسان دیگر و هواخوری ۵ دقیقه ای مشغولیت فکریم شده بود. آرزوی یک زندانی در موقعیت خطرناک زیر اعدام و زیر تهدید روزانه زندانبانان سنگ دلی که خدا را بنده نیستند و ماموران امنیتی که جهان را در چارچوب ترسیم شده نظامی که بدان تعلق دارند، میخواهند تنظیم کنند، در تصور یک انسان آزاد و زندان ندیده نمیگنجد. عدنان حسن پور جوانی آگاه و توانایی بود که در مدت کوتاهی در کردستان منشا خیر شد و میخواست سنگی باشد در اساس جامعه مدنی برای جامعه اش در کردستان.
عدنان حسن پور به نیکی میدانست بدون گفتمان و اندیشه ورزی جامعه در بند و میراست. رسانه و مطبوعات رکن چهارم دمکراسی است و بدون مطبوعات آزاد جامعه مدنی هیچ مفهومی جز فریب ندارد. وی به تبادل نظر و برخورد آرا اعتقاد داشت و بهمین سبب نیز به فکر انتشآر نظرات خود و دیگرانی افتاد که به این شیوه از “ساختن” معتقد بودند. عدنان بزودی بکمک شبکه ای از اهل قلم و رسانه که با خود همگام میدید برای این هدف تلاش خود را شروع کرد. هفته نامه ئاسو(آسو) در دو زبان کردی و فارسی در کردستان با همکاری او منتشر شد. ئاسو مرکزی شد برای نوشتن، کار فرهنگی و اطلاع رسانی برای عده زیادی از روزنامه نگاران کرد که قصدشان سهیم شدن در پایه ریزی جامعه مدنی بود. اما گفتگو و اظهار نظر و اندیشه ورزی برای جوانانی مانند عدنان و همکارانش ممنوع بود و مقامات امنیتی تشخیص میداند که چه کسی بجای چه کسانی میتواند فکر کند و افکارش را بنویسد و انتشار دهد. توقیف انتشار ئاسو کفایت نداشت باید بانیان و ناشران و نویسندگان تاثیر گذار آن نیز حذف میشدند تا دیگر کسی جرات چنین جسارتی را بخود ندهد. و بزودی این اتفاق باید میافتاد و افتاد. ادامهی نوشته »
اگر کاوه کرمانشاهی جاسوس باشد، جاسوسی یک افتخار است
خبری بنقل از وبسایتهای حقوق بشری در مورد کاوه کرمانشاهی(کاوه کرماشان):
“کاوه کرمانشاهی در ملاقات با مادرش اظهار نموده که تحت شدیدترین فشارها برای اعتراف به “جاسوسی” است. همچنین علی رغم سابقه ی بیماری این فعال حقوق بشر و نامه ی پزشک، تا کنون حق ملاقات پزشک به وی داده نشده است. این ملاقات دیروز(۱۹ فروردین) درحالی صورت گرفت که قبل از تعطیلات نوروزی دو نامه ی قاضی پرونده مبنی بر اجازه ی ملاقات به اداره ی اطلاعات کرمانشاه ارسال شده بود اما تا دیروز و پس از تمدید قرار بازداشت موقت کاوه کرمانشاهی این اجازه به خانواده ی وی داده نشد. کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر، عضو کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان و عضو ادوار تحکیم وحدت، اکنون ۶۶ روز است که در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه به سر می برد. ادامهی نوشته »
سالن سینما داشت از گریه و خشم میلرزید
برای مشاهده عکسهای بیشتر کلیک کنید
روز چهارشنبه ۳۱ مارس در لاهه مراسم اهدای جوایز فستیوال موویز دت ماتر برگزار شد. شادی صدر و آلبرتو آرسه، جایزه پروانه طلایی را از آن خود ساختند و بهمن قبادی نیز جایزه “تیم سینمای کلیه حقوق” برای فیلم “کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد” را از آن خود کرد.
شادی صدر در وبلاگ خود نوشت: ” در واقع جایزه باید به “کمپین قانون بی سنگسار” داده می شد که من تنها جزیی از آن بودم. افتخار این جایزه، از آن این کمپین است و اگر روزی، موزه جنبش زنان درست شود، جایزه باید به بخش مربوط به کمپین قانون بی سنگسار منتقل شود. ۵۰۰۰ یورو جایزه ی پروانه طلایی را هم به خاطره (خاطره سالهای ۵۷-۶۷ از زیر پا گذاشتن حقوق بشر در ایران)هدیه خواهد کرد.”
اطفال، انفال و حلبجه
آنگاه که گاز مرگ را نفس میکشیدند تنها پناهشان آغوشهای مهربان مادر بود. وای مادر وای مادر…و مادر خود در نهایت بی پناهی بود. تنها، آغوش بی پناه مادر بود و دستان بی دفاع پدر. مرگ نابهنگام ارمغان نوروزی دیکتاتور از بغداد بود. ارمغانی برای بردگان مطیع کرد. بردگان کرد را جز پذیرش آن خلعت “سید رئیس” مگر چاره ای بود؟ مگر طفل را یارای اسلحه در دست گرفتن بود؟ مگر مردان و زنان فرسوده را نای کوه و جنگل و فرار بود؟ لحظات، همزمان مرگ فجیع در ششهای مادر و طفلش میدمید و مادر برای آخرین بار پستانش را بردهان طفل خود میفشرد، چاره ای که به عبث نجات میپنداشت. و طفل دو چندان دهانش را به سینه مادر نزدیک میکرد. سیانید و خردل زخمهایشان را بر ششهای طفل نوزاد شخم میزد و دردی گران از این زخمهای و ناسورهای توام در وجودش تیر میکشید. در آن لحظه که نه مجال وداع بود و نه فراغت مهرورزی و لالایی. مادر به چه میاندیشید؟ نسلهای رنج را بخاطر میاورد و برادرش را یا پدر و همسایه را ؟ یا همه رنج نوع بشر را؟ صحنه هایی در مقابل چشمان گریانش که از زخم خون میبارید، رژه میرفتند….گلو و ششها از زخم خردل اجازه فریاد نمیداد، کمک، کمک، این فریاد عمو، خاله و داییش بود آنگاه که زنده بگورشان کردند… هاوار هاوار هی هاوار… این فریاد برادر بود که همراه با سفیر تیر خلاص از خاطره ها دور میشد. جندیهای، پاسداران و عسکران نظم، نسلش را نابود میخواهند. بیاد میاورد، که هرانگاه زخمی بود، مادر و آغوش بی پناهش یگانه پناه بود. طفل را بیشتر به سینه خود فشرد. و باز هم فشرد، تنها بود… تنهای تنها… فریادی دیگر از گلو خارج نمیشد، سیانید کارش را کرده بود…دیگر صدایی نبود، دیگر خاطره ای نیز نبود. پرندگان نیز فریادشان با آخرین جیغهایشان به سکوتی خاکستری از دود و گاز همراه شد. دارد خفه ام میکند مادر. بی پناهی و سکوت وبی تفاوتی در مرگ خود و نوزاد و همسایه و زمین و زمان حلبجه توام شد. زمان ایستاد و مکان نابود شد. باید فراموشت کنم حلبجه؟ باید بخاکت بسپارم و از تو نگویم؟ …. حلبجه، آنروز شرم بشریت بود و خجالت انسان
زبان مادری
دلیل این نامگذاری حادثه ای است که در روز بیست و یک فوریه سال ۱۹۵۲ اتفاق افتاد. در چنین روزی پنج دانشجو در مبارزه برای تبدیل کردن زبان مادری خود یعنی زبان بنگالی به زبان رسمی، در کشوری که آن زمان پاکستان شرقی نام داشت و بعدها به بنگلادش تبدیل شد، جان خود را از دست دادند.
یونسکو در زمینه زبان مادری تعریف زیر را تبلیغ میکند:
“یک فرهنگ صلح جویانه، تنها در فضائی می تواند بنیاد گیرد که در آن همه حق داشته باشند، زبان مادری اشان را آزادانه و بطور کامل در همه عرصه های ضروری زندگی خود بکار گیرند.” .
جمهوری اسلامی هیچ گاه زبان مادری و آموزش به زبان مادری را مورد توجه جدی قرار نداده است. در اوان انقلاب خمینی رهبر جمهوری اسلامی تا زمانی که در فرانسه بود برای جلب حمایتهای ملی، همه مردم ایران، آزاد بودن آموزش به زبان مادری را در آینده ایران وعده داده بود. همچنین “هئیت حسن نیت” یا نمایندگان دولت موقت که با نمایندگان مردم کرد در سال ۵۸ در طرحی به اسم طرح خودگردانی، بندی گنجانده بودند که بر اساس آن آموزش زبان مادری طبق شرایطی و با اما و اگر و بسیار محدود مورد اشاره قرار گرفته بود. در اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز آمده است که: “استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است”. اما بخش آموزش تدریس ادبیات در مدارس اصل ۱۵ از زمان تصویب تا بحال هیچگاه اجرا نشد. در انتخابات اخیر کاندیداهای مختلف وعده هایی در اجرای کامل این بند و حتی فراتر از آن را نیز مطرح کردند. لازم به تذکر است که آقای منتظری در ماههای آخر حیات خویش حق تحصیل به زبان مادری را از حقوق شرعی دانستند. هر چند این گفته ایشان طی فتوایی فقهی مطرح شد، و علیرغم اینکه در میان پاره ای از متخصصین دینی نیز بحثهایی در این باره و تائید آن انجام گرفت رسانه های دولتی آنرا بکلی مسکوت گذاشته و از انعکاس آن خودداری نمودند. ادامهی نوشته »
تظاهرات بیست و دو بهمن در آمستردام
تظاهرات بیست و دو بهمن ۱۳۸۸ در آمستردام توسط جوانان پیشرو و ندای ایران برگزار شد. این تظاهرات بطور همزمان و سراسری در اکثر شهرهای بزرگ اروپا سازماندهی شده بود.
ساعت ۵ بعدازظهر روز ۲۲ بهمن سه شهر هلند یعنی آمستردام، لاهه و خرونینگن با هدف پشتیبانی از مردم ایران در هوای سرد زمستانی پذیرای تعداد زیادی از ایرانیان و هلندیهای حامی جنبش سبز ایران بودند. این تظاهرات با همکاری اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا در اکثر شهرهای بزرگ اروپایی فراخوانده و سازماندهی شده بود. در آمستردام و لاهه بیشتر احزاب موجود در صحنه سیاست هلند و تشکلهای دانشجویی پیامهای همبستگی خود را با مردم ایران قرائت نمودند. احزاب کارگر، دمکرات مسیحی، سبزهای چپ، سوسیالیست، دمکراتهای ۶۶ و اتحادیه های دانشجویی و مدنی هلندی در پیامهای خود ضمن محکوم کردن سیاست سرکوب دولت احمدی نژاد حمایت خود را از جنبش سبز ایران اعلام نمودند.
در طی همایش همچنان پیامی از ایران رسید که متعلق به دفتر تحکیم وحدت بود و در آن ضمن تاکید مجدد بر پشتیبانی از خواست آزادیخواهی مردم ایران از همکاری و حمایت اتحادیه دانشجویان اروپا از مردم ایران قدردانی شده بود. تظاهرات کنندگان سرودهای یاردبستانی، ای ایران و سرآمد زمستان را با هم خوانده و با تکرار کردن شعارهای “رفرندام، رفراندم، اینست شعار مردم”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” و “پایان دیکتاتوری” که بزبانهای هلندی، انگلیسی و فارسی سرداده میشد همراهی خود را با معترضین در داخل ابراز می کردند. هنرمندان مختلفی نیز در این تجمعها به هنرنمایی پرداختند که از جمله شعرخوانی از طرف سهند صاحب دیوانی و نفیس نیا و اجرای موسیقی توسط فرجام و گروه هلندی نوای موزیک را میتوان نام برد.
مجموعه ای از ویدئوهایی که از تظاهرات ۲۲ بهمن در آمستردام گرفته شده…..
برای رسانهها و انتشار میتوانید از لینک زیر استفاده کنید:
http://www.facebook.com/resaneh#!/video/video.php?v=296921014598
و توسط آتچ ایمیل برای کسانی که فیلترشکن ندارند و قادر به دیدن یوتیوب نیستند:
http://tinypic.com/r/2zsbt36/6
تصاویر را نیز میتوانید اینجا دنبال کنید
بیانیه ۴۵۰ تن از فعالان مدنی، سیاسی و زنان
کاوه کرمانشاهی را فورا آزاد کنید!
نیروهای نظامی – امنیتی، روز چهارشنبه، کاوه قاسمی کرمانشاهی، وبلاگ نویس و از فعالان پیشرو حقوق بشر در ایران را در منزل پدریش در کرمانشاه بازداشت کردند. مامورین، کیس کامپیوتر، لپتاب، کتابها و دست نوشته های وی را هم ضبط کردند و کاوه کرمانشاهی را به بازداشتگاه اطلاعات سپاه کرمانشاه منتقل کردند.
کاوه کرمانشاهی، عضو فعال کمپین یک میلیون امضا، عضو سازمان حقوق بشر کردستان و نیز ادوار تحکیم وحدت بوده. بعلاوه وی از فعالان پیشرو و نیز بانیان فعالیت های حقوق بشری در کردستان و نیز از فعالان شاخص حوزه برابری طلبی در ایران بشمار می رود.
این فعال حقوق بشر در سالهای اخیر، تلاشهای زیادی را در راستای مستندسازی موارد نقض حقوق بشر در ایران انجام داده و از جمله کنشگرانی بوده که تلاش های زیادی برای لغو احکام اعدام بخصوص احکام اعدام زندانیان سیاسی داشته است.
همه فعالیتهای کاوه کرمانشاهی، کاملا شفاف، مسالمت آمیز و مدنی و در چهارچوب میثاق های حقوق بشری بوده است.او به هیچ حزب، دسته و گروه سیاسی در داخل و خارج وابستگی ندارد و تنها هم و غمش بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران بوده است.
از آنجا که کاوه کرمانشاهی فردی صلح طلب بوده و به عنوان الگویی برای فعالیتهای بشردوستانه در کردستان شناخته شده است، بازداشت او، نگرانی و حساسیت های زیادی را برانگیخته است.
ما امضا کنندگان این نامه، ضمن تقدیر از فعالیتهای حقوق بشری کاوه کرمانشاهی،اعتراض شدید خودمان را نسبت به بازداشت او اعلام می داریم و بر این باوریم که تنها جرم نابخشودنی کاوه، دفاع از حقوق انسانی کردها، زنان ایران و زندانیان عقیدتی و سیاسی و نیز تلاش برای لغو احکام اعدام در ایران بوده است. ما حساسیت ویژه ای نسبت به وضعیت کاوه کرمانشاهی داریم و خواستار آزادی بی قید و شرط او هستیم.
اسامی امضا کنندگان بیانیه:
حمید حمیدی/نسرین حمیدی/فرشته فراهانی/شهاب الدین شیخی/سارا منصوری/فرشته قاضی/مهین شکرالله پور /مریم اهری/مژده امجدی/فریبرز سروش/کتایون رضوی/مرضیه بخشی زاده/بابک خدایاری/ سامان رسول پو/ پردیس درخشنده/رحمان جوانمردی/آریز داراپور/نوشابه امیری/شلیر مامندی/منیره کاظمی/صبری نحفی/مژگان ثروتی/عباس ولی/ آیدا سعادت/رضا هیوا/روحی شفیعی/حسام میثاقی/ساقی قهرمان/لیلی حسن پور/رودی برومند/علیرضا رضائی/امجد آلتورفی/کاوه الماسی/نگار سماک نژاد/ناهید جعفری/رویا کاشفی/مسعود حقیقت فر / مناف/مصی شیروانی/یوسفی کردستان/پروین اشرفی/احمد احمدیان/الناز ناطقی/کیمیا گنجی/سکینه جوانمرد/فرناز کمالی/امید مرادی/یعقوب کشاورز/رویا طلوعی/حسن نایب هاشم/فرخ مهری/سیمین روزگرد/رویا رهبر/شهریار عذادار/هانیه اردلان/آسو صالح/علی عبدی/حسن ماسالی/سیروان شیسی/حسین سعیدی /سیروس ملکوتی/خالد خیاطی/زهرا ایرانی/علی افشاری/میترا یوسفی/آسیه امینی/ناصر چورکه/آکو محمدیان/محسن ساریاسلانی/کاوه زرگه/ژیلا حسن پور/آرش بهمنی/ایاز خونسیاوشان/زهرا رستنی/ فرشته فراهانی/سیمین ازاده/سمانه موسوی/نازنین افشین جم/کورش قناطیر/نوید خانجانی/پویا عزیزی/شاهد علوی/آرزوآبی/پرستو اله یاری/وحید وطن دوست کرمانشاهى/بهارک قهرمان / نازنین شمس/سمانه عابدینی /نوید محبی/آرام آرامیان/ مهرو ملالی/عسل اخوان/سپهر عاطفی/ حسام سلمان/ ندا شهبازی/سامرند فتوحی/آرتین فتوحی/محمدرضا اسکندری/طاهره خرمی/محمد توفیق اسدی/آزاده فرامرزیها/ سوران پالانی/نگین شیخ الاسلامی وطنی /فاطمه گفتاری / کویستان فتوحی/عاصفه اسکندری/مینا جعفری/محمود سعیدزاده/هدا امینیان/کیوان فرامرزی/گلمراد مرادی/زویا اسکندریان/ مهرنوش موری/هایده تابش/کاوه قریشی /شیرین فامیلی/عشا مومنی/مارال فرخی/ احمد اندریاری/منصور تیفوری/جلال حاجی زاده/وریا نیکدین/مریم رحمانی /امیر رشیدی/ترانه امیرتیموری/مینا احمدی/معصومه ضیاء/ناصر آزاچ/آوراهام ایرانی/سولماز ایکدر/سینا اکرم/لیدا حسینی نژاد/فرهاد طالبیان/فرزاد پورمرادی/کبری قاسمی/آرش شرقی/ناهید میرحاج/حمید دباشی /جمشید آیین دار/محبوبه عباس قلی زاده/جلوه جواهری/کاوه مظفری/عفت ماهباز/مریم مالک/ژیلا گلعنبر/رضا مسسافر/محمد علی توفیق/مریم حسین خواه/بابک مغازه ای/نسرین افضلی/محمد ایزدی/آرمین مرتب/سعید حبیبی/ستاره هاشمی/فرناز کمالی /اردی امین/بهرام عباسی/ مهرداد هواسی/جلال هانیسی/نسیم خسروی مقدم/علی واعظی پور/الهام ملک پور/الناز بهنام/شمو مهرپرور/مهچد مهرپرور/ژیان هانیسی/آرش آرمان/نارین محمدی/نگار وابسته/امیر مقتدری/سعید نعیمی/آوات باریکیان/شاپور کرمانشاهی/احمد اسکندری/پریچهر ایرانی/سوسن محمدخانی غیاثوند/مهین حاصلی/احمد اندریاری/کوسار فهتاحی/شهین محمدی/محمد فلاح نیا/آزاد کوردی /قدسی سرمست/مژگان اعلمی/داود آزادفر/شیوا نوجو/محمد شیرزاد/پرویز جھانی/فرهمند علیپور/محمدرضا شکوهی فرد/زینب پیغمبرزاده /پیام تیموری/احمد مسعود/آزاد انسانیت/پیمان قیامی/رویا حبیبی – قیامی/رزگار امین نژاد/نیکزاد زنگنه/منوچهر فاضل/احمد ماشوری/فاخته عدل/شاپور جهانبخش/شیما شکیبا/بابک احمدی مهکی/راحیل رود سوز/کاوس مجذوبی/علی قلی زاده/مصطفی حسن گوره/صالح نالوسی/نیلوفر انسان/آزیتا رحیم پور/رسول صفریانی/سانا شجاعی/ارینا مرادی/رضا جمشیدی/اسماعیل شرفی/ناصر سینا/اسماعیل اسماعیل زاده/فریدون ارشدی /آسو اسلام پناه /حسین حیدری/محمد محمدی/هیوا علی محمدی/گرمیان یارحسینی /طاهر کمالی زاده/احمد صفا/شیما فرزادمنش/فریدون کرمی/پری کریمی نیا/رفیق فواد یار احمدی/رها عسگری زاده/داود آذردوست /سروه مرادویس/محسن کاکه رش/پروانه کوچک پور/کیانوش سنجری/مجید شبانی/سمیه فرید/سیاوش منتظری/سمانه فرید/معصومه رضایی/حمید فرید/روژین محمدی/جلیل آزادیخواه/ابراهیم آیتی نژاد/زهرا ایرانی/رزیتا روزبهانی/ناهید مکری/رویا پاکزاد/رویا حکیمی/دلسوز یاری/جمشید جم/مهین امامی/ امیر مامدی/گیتا مامدی/عزیز ماملی/فریبا داوودی مهاجر/بهاره سلطان خواه/سیروان پالانی/مهرداد ماجدی/اقبال سفری/جلال کمالی زاده/فرهاد کمالی زاده/مهدی کاکه ای/انور حسن پور/کریم مرسنه/شاهین خراسانی/ریبوار قهرمانی/شیرین حسینی/سلیمان شم/مهرنوش اعتمادی/امجد مرادی/علی گیل/آلان فتوحی /علیرضا کاظمی/میلاد مکری/حامد انصاری/فریده پیروتی آذر/پروین اشرفی/احمد خدایاری/شانیا نوری/هرناز حبیبیان/مهرناز حبیبیان/لاله حسن پور/خالد محمدزاده/امیر فرشاد ابراهیمی/آرام دیل مقانی/سارا موسوی خوئینی ها/ستاره نامدار/راحله کشتگر/فرزانه ایل بیگی/کوهسار بهرامی/بهمن صالحی/بهمن فلاح/مینا کهریزی/برهان کاظمی/جمال نجاری- روزنامهنگار-کردستان عراق/شهزاد حسینی/فاروق مدرسی/بهرام اسماعیل بیگی/محمد صادقی/علی جمالی /عبدالله سهرابی/نسیم سلطان بیگی/علاالدین صدیقی /علی قلیچ زاده/راحله حسینی/مهشید یوسفیان/هــیـرش عـــلـیـزاده /پروین اردلان /فروغ سمیع نیا/فاضل ولیان کرماشان/اکرم شهلایی/پریسا امیری/حسن الیاسی/ماکان سپهری/امیرحسین لادن/احمد تنها /کژال درخشانی/سامرند کژال/کاوه رضائی شیراز/عارف نادری/سارا فصیحی/محبوبه حسین زاده/مونا رفیعی/زهره اسدپور/حسین بابایی ارانی/پیوند آرامش/نوشین نوریزاده /آزیتا شعاعی/جمیله حکیمی/سعید شعبانی/بانو صابری/منوچهر سلیمی/شهرام عبدالله/ژیلا احمدی/شهاب السوند/پویش عزیزالدین/جهانگیر ولیان/مهسا جوان/شهلا دباغی/وحید شعبانی/امیرحسین اعتمادی/کیومرث ایرانی/مهسا ایرانی/لیلا پرشین/آرش سبز/فرزانه رایگان/شهرام صادقی/شاخوان عزیزی/ساسان امجدی/شهرزاد قهرمانی/آرمین روحانی/روحی شیرانی پور/شهلا طالبی/محمد قائم مقامی/ژیلا ایرانی/اهورا قوامی/شبنم بهرام/آزاد بهاری/مهدی ایرانی/رحمان آتش بار/گلناز به گو /امیر نصرتی/مینا فرهادی/پویان قائمی/نادر جواهری/مرسده هاشمی/کوروش سلیمی/بابان سلیم/طاهر خالدی/ماکان پارسا/عبدالرحمان خادمیانی/بیان محمدی/عبدالله حیدری/نوید گلپور/آرش دکلان/احمد مام شریفی/شبنم قهرمانی/محمد خادمیانی/کیهان یوسفی /عباد روحی/نوشین احمدی خراسانی/سارا رهگذر/ژینا مدرس گرجی/خالد داریی/آزاد ولدبیگی/جمال رحمانی/عیسی فیضی/هادی بوتیمار/آیدا قجر/سجاد عباسی/هوشیار حسینی/مسعود کرمی/ایت سعید زاده/یاشار گرمستانی/ملوک ملاحسینی/بیتا نقاشیان/سامان رحمانی/فرشاد دوستی پور/المیرا عربشاهی/مهدی دانشور کوهی/کاوس مجذوبی/کارو کریمی/نیلوفر بهاریان/خزر لطفی/مختار مرادی زاده/هیوا خدری/شهلا عبداللهی/فلوریا اسماعیلی/آیدین الله وردیان/شهاب پیکانی/فرزاد آزاده/فرحناز عزیزی/حشمت خسروی/منوچهر آتشپوش/احمد خالدیان/بهروز آزاد اندیش/شهاب مرادی/شاهین دخت کودوری/اعظم قبادیپور/رویا صحرایی/درنا رفیعی/رضا آزادی/سمیرا کاوه/بهاره علوی/هومن شمس برهان/هادی قبادی/سوسن محمدی/پریسا انصاری/البرز دارابی/رها سبزی/کمیل نورانی فرد/امیر مرادی/بهروز صلواتی/
وبلاگ تا آزادی کاوه
فیس بوک تا آزادی کاوه
برای برادر خوب و کوچکتر اما بزرگم کاوه ی عزیز و به خاطر دلتنگی هایم برای بودنش
کاوه قاسمی کرمانشاهی برای من چیزی شبیه معجزه بود
سوسن محمدخانی غیاثوند
Unews4@gmail.com
وقتی تمام سالهای عمرت به تحمل انواع خشونت، آزارهای جسمی و جنسی، تعصب و نگاه تحقیر آمیز مردان می گذرد، وقتی اصلاً یادت نمی آید که آیا روزی از ته دل خندیده ای یانه، وقتی همیشه پای چشمهایت را تر دیده ای، وقتی تولدت هیچ کس را خوشحال نمی کند، وقتی پدر از شرم دختردار شدنش مشتی خاک برسر می ریزد و این خبر را لایق مژدگانی دادن نمی داند، وقتی زن بودن جرمی نابخشودنی و مایه ی ننگ می شود، وقتی عشق بر تو حرام می گردد، وقتی بزرگترین آرزوی دوره ی کودکی ات تبدیل شدن به یکی از همین پسرهاست چون آنها را خوشبخت تر می پنداری و حتی در خیالت برای خود هم زنی اختیار می کنی، وقتی آن دیگر بزرگ آرزویت داشتن خانه ای است که سندش از آن خودت باشد چون گاه جنجال با وجودیکه می دانند چقدر از این کار متنفری اما همیشه از خانه اخراج می شوی و تو چون دختری خجالت می کشی از این همه بیرون ماندن و می ترسی از اتفاق نه چندان خوشایندی که می تواند دامن نجابتت را لکه دارکند لذا همیشه به امامزاده های شهرت پناه می بری و از همین روست که رنگ گلهای قالی خانه ی پدر را به یاد نداری اما شماره ی کاشیهای تک تک امامزاده های شهرت را می دانی، وقتی بزرگترین کابوس کودکی ات همیشه این است که سندخانه ی نداشته ات را گم کرده ای و یا از تو دزدیده اند و تمام این سالها نقشه می کشی که این سند را کجا پنهان کنی تا کسی آنرا از تو ندزدد چون همیشه فکر می کنی اگر سند از دست برود تو باز هم بی خانه شده ای اما چقدر خوشحال می شوی وقتی خاله جان به تو می گوید: «با گم شدن سند، مالکیت تو برخانه از بین نمی رود. می توانی تقاضای صدور مجدد سند بکنی.»، ادامهی نوشته »











