برای برادر خوب و کوچکتر اما بزرگم کاوه ی عزیز و به خاطر دلتنگی هایم برای بودنش

بهمن ۱۶م @ ۱۴:۵۴ نویسنده: رحمان

کاوه قاسمی کرمانشاهی برای من چیزی شبیه معجزه بود

سوسن محمدخانی غیاثوند
Unews4@gmail.com

وقتی تمام سالهای عمرت به تحمل انواع خشونت، آزارهای جسمی و جنسی، تعصب و نگاه تحقیر آمیز مردان می گذرد، وقتی اصلاً یادت نمی آید که آیا روزی از ته دل خندیده ای یانه، وقتی همیشه پای چشمهایت را تر دیده ای، وقتی تولدت هیچ کس را خوشحال نمی کند، وقتی پدر از شرم دختردار شدنش مشتی خاک برسر می ریزد و این خبر را لایق مژدگانی دادن نمی داند، وقتی زن بودن جرمی نابخشودنی و مایه ی ننگ می شود، وقتی عشق بر تو حرام می گردد، وقتی بزرگترین آرزوی دوره ی کودکی ات تبدیل شدن به یکی از همین پسرهاست چون آنها را خوشبخت تر می پنداری و حتی در خیالت برای خود هم زنی اختیار می کنی، وقتی آن دیگر بزرگ آرزویت داشتن خانه ای است که سندش از آن خودت باشد چون گاه جنجال با وجودیکه می دانند چقدر از این کار متنفری اما همیشه از خانه اخراج می شوی و تو چون دختری خجالت می کشی از این همه بیرون ماندن و می ترسی از اتفاق نه چندان خوشایندی که می تواند دامن نجابتت را لکه دارکند لذا همیشه به امامزاده های شهرت پناه می بری و از همین روست که رنگ گلهای قالی خانه ی پدر را به یاد نداری اما شماره ی کاشیهای تک تک امامزاده های شهرت را می دانی، وقتی بزرگترین کابوس کودکی ات همیشه این است که سندخانه ی نداشته ات را گم کرده ای و یا از تو دزدیده اند و تمام این سالها نقشه می کشی که این سند را کجا پنهان کنی تا کسی آنرا از تو ندزدد چون همیشه فکر می کنی اگر سند از دست برود تو باز هم بی خانه شده ای اما چقدر خوشحال می شوی وقتی خاله جان به تو می گوید: «با گم شدن سند، مالکیت تو برخانه از بین نمی رود. می توانی تقاضای صدور مجدد سند بکنی.»، ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin
Comments Off

کاوه کرماشان فعال “مافی مروف”(حقوق بشر) دستگیر شد

بهمن ۱۴م @ ۱۷:۴۶ نویسنده: رحمان

کاوه کرمانشاهی

....................................................کاوه کرمانشاهی

با پیام یکی از دوستان مشترکم با کاوه در فیس بوک باخبر شدم. تکان خوردم باور نکردم. دوست نداشتم باور کنم. نمیخواستم باور کنم. گفتم مثل دفعه پیش لابد شایعه است. آن دوست دیگر روی فیس بوک نبود که منبع خبرش را کنترل کنم. برایش ایمیل دادم. چندی نگذشت باز چتی دیگر این پیام را داد، خبر همان بود. به تویتر نگاه کردم و اسم کاوه را سرچ کردم. یکنفر خبرش را گذاشته بود. از دوستان فیسبوکی خواستم اگر کسی خبر دارد صحت و سقم این خبر را کنترل کند! دوست عزیزی کامنت گذاشته بود که خبر موثقه است. و در سایت گزارشگران این جملات آمده بود:

کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر صبح امروز ۱۴ بهمن ماه در منزلش در کرمانشاه بازداشت شد. مادر وی ضمن تایید این خبر اظهار داشت:” کامپیوتر شخصی وی نیز به توقیف نیروهای امنیتی در آمده است”.
کاوه قاسمی کرمانشاهی از جمله فعالان با سابقه ی حقوق بشر است که در کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان، انجمن منحل شده ژیار و همینطور سازمان ادوار تحکیم وحدت عضویت دارد.

به چه جرمی؟
کاوه کرماشانی یا کاوه قاسمی کرمانشاهی را هم دستگیر کردند. به همین سادگی. سه کلمه خبر: کاوه دستگیر شد…. کاوه یکی از معدود بازماندگان نسل جوان فعال در صحنه حقوق انسان در کردستان بود. کاوه یاور مادران زندانیان بود و یار دلنگرانیهای لیست اعدام…. کاوه صدای همه شما بود که گزارشهایش هنوز به بیرون درز می کرد و تریبونی بود برای گفتن گوشه ای از “مافی مروف” (حقوق انسان به کردی). برای آزادی کاوه تلاش کنید
کاوه در کنار خانواده های زندانیان بود. کاوه مینوشت و تنها گناهش دفاع از حقوق بشر بود. لطفن برای کاوه بنویسید، برای آزادیش تلاش کنید. کاوه باید آزاد باشد و بنویسد و به خانواده ها سر بزند. کاوه را نمیتوانم در قفس ببینم. دلم پر از غم کاوه است. چشمم برای مادر نگرانش اشک میریزد. به چه گناهی باید کاوه را دستگیر کرده باشند؟ به کدامین جرم؟ به کدام گناه؟ برای کدامین جنایت؟ برای کدام خطا؟

کاوه متعلق به هیچ حزب و گروهی نیست. کاوه در کارنامه هیچ جریان سیاسی نیست. کاوه به تنهایی یک حزب بزرگ است که نامش آزادی انسان است. کاوه را هیچ جریانی صاحب نیست بلکه حقوق بشر تنها جریان و تعلقش است.کاوه متعلق به همه ایرنیان و همه کردها، لرها، بلوچها، ترکها و بهایی است. کاوه در تیول هیچ جناح و دسته ای نبود و برای همه بیکسان مینوشت. هیچ روزنامه خاصی و نشریه ای را صاحب نبود و تنها دغدغه اش انتشار گزارشهای هفتگی حقوق بشریش بود که برای همه بیکسان ایمیل می کرد. کاوه باید آزاد باشد و آزاد بماند.

با سکایپ و تلفن و ایمیل از دوستان خوبمان جویای صحت و سقم دستگیری شدم. همه نگرانش بودند و هر کس پیشنهادی داد. دوست عزیزی که مثل کاوه برایم عزیز است، در پاسخ سوال من که به چه جرمی؟ گفت چطور نمیدانی جرم کاوه چیست. کاوه کرد است، اسمش کاوه است، فامیلش کرمانشاهی است، از انسان دم میزند و حقوقش، برای زنان و آزادیشان فعالیت می کند. برای حقوق انسان کرد فعالیت کرده است. پس اینها جرم نیست چه چیزی جرم است؟
برای کاوه غمگینم برای حقوق از دست رفته انسان که بی کس است غمگینم
گویا مادرش نخواسته که مصاحبه بکند و منتظر بازجوییهاست. امیدوار برای رهایی. ما نیز همگان امیدوار رهاییش هستیم، امروز و فوری بهمین دلیل هم عکس پروفیلمان را به عکس کاوه و آزادیش تغییر دادیم…..

بیشتر:

وبلاگ کاوه (ژیار)
وبلاگ پیشین کاوه
وبلاگ برای جمع آوری اخبار و گزارشها تا رهایی برای کاوه

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

شب ۳۰ ژانویه دیکتاتور در رتردام زوزه می کشید

بهمن ۱۲م @ ۰۲:۴۴ نویسنده: رحمان

همانطوریکه میدانید جمهوری اسلامی ارکستر سمفونی تهران را برای تبلیغات با شعار صلح و دوستی روانه اروپا کرده است و تور این ارکستر در پی اجرا در استراتسبورگ، بروکسل و رم شب شنبه به رتردام هلند میرسید.
خبرهای رم را که دیدیم تصمیم گرفتیم که ما نیز با حضورمان این دروغ و پروپاگانادای کثیف و حیله گرانه را افشا کنیم، صلح و دوستی در مرام اینها محلی از اعراب ندارد. در داخل کشور شهروندان را اعدام می کنند، چگونه به مردم اروپا می گویند که طرفدار دوستی و صلح هستند در حالیکه چنگ و دندان کثیفشان به خون جوانان ما آغشته است. در بیغوله هایشان به جوانانمان تجاوز کرده اند. مخالفین را شکنجه می کنند. در خیابان با ماشین زیر می گیرند، در جلو منازلشان ترور می کنند. فعالان حقوق بشر را محارب نامیده و قصد جانشان را کرده اند. جوانان کرد را با هدف دودستگی در صف اعدام گذاشته اند. حال با استفاده از فرهنگ و هنر مهجور ایرانی میخواهند این چهره و چنگال خونین را مشاطه کنند. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

کنسرت خون

بهمن ۱۱م @ ۰۷:۰۲ نویسنده: رحمان

Blood Concert Holland, Rotterdam 7

Blood Concert Holland, Rotterdam
کنسرت خونین جمهوری اسلامی که با نام صلح و دوستی در رتردام اجرا شد
در این تظاهرات هاری فان بومل نماینده حزب سوسیالیست در مجلس هلند ضمن حمایت از اعتراضات مردم ایران طی سخنانی گفت: “در ایران نه
صلحی هست و نه هیچ دلیلی برای کنسرت صلح وجود دارد، این کنسرت، کنسرت خون
است نه صلح. مردم در ایران برای آزادی حق بیان دستگیر و اعدام میشوند. این
شرم آور است که سالن د دولن که متعلق به شهرداری رتردام است چنین کنسرتی را اجازه اجرا داده است.اما کسانی که با بلیط مجانی در این کنسرت و سالن شیک آن شرکت کرده اند شاید
ندانند که این سالن و هزینه هایش توسط جمهوری اسلامی ایران پرداخت شده است و ممکن است برای آنها یک نوع جشن باشد ولی برای مردم ایران چنین نیست. دستهای جمهوری اسلامی به خون مردم بی گناه در ایران رنگین است و کسانی که در این کنسرت شرکت کرده اند با سازماندهندگان این جشن که دستانشان رنگین است، دست میدهند. من خوشحالم که شما اینجایید تا به این جشن آمدگان حقیقت را گوشزد کنیم و بگوییم که بدانند صلحی در ایران وجود ندارد و بهمین دلیل من با شما اینجاییم که با تجمع خود آنرا گوشزد کنیم “

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

اعدامها در ایران و نامه نماینده مجلس هلند به وزارت خارجه در این باره

بهمن ۱۰م @ ۰۴:۳۰ نویسنده: رحمان

هاری فان بومل، نماینده حزب سوسیالیست هلند در مجلس طی نامه ای با طرح ۴ سوال از وزیر خارجه هلند در ارتباط با اعدامها در ایران توضیح خواست
(۲۹ ژانویه فرستاده شده)
۱. آیا تایید میکنید که دو نفر بجرم شرکت در تظاهراتهای ماه ژوئیه ۲۰۰۹ در ایران اعدام شده اند؟
آیا درست است که این دونفر محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور نام داشته اند؟ اگر نه کی بوده اند؟ و همچنین آیا این درست است که ایشان در لیست گروه ۱۱ نفره ای بودند که بر اساس همین واقعیتها به مرگ محکوم شده اند؟۲. موافق هستید که نگرانی برای اجرای اعدام نه نفر دیگر جدی است؟

۳ آیا این درست است که در ماههای گذشته گروهی از فعالین کرد اعدام شده و اینک ۱۷ نفر در انتظار اعدام به سر میبرند؟

۴. آیا بیاد میاورید که در مقابل سئوال مجلس قول داده بودید که “مشترکن ایران را تحت فشار خواهید گذاشت”؟ آیا به جای موضع مشترک در اتحادیه اروپا و فشار از طریق پست دیپلماتیک به تهران، حاضر هستید که سفیر ایران را فرا بخوانید و محکوم کردن این اعدامها را به ایشان اظهار کنید؟

وبسایت هاری فان بومل در حزب سوسیالیست هلند: http://international.sp.nl /representatives/harry.stm

ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

اسامی اعدامیها را خط بزنیم یا لیست اسامی اعدامیها را برای همیشه پاره کنیم

بهمن ۹م @ ۰۱:۵۵ نویسنده: رحمان

دیروز ۴۵ نفر بودند و امروز ۴۳……
انسانها برایمان یک اسم اند که به راحتی خط میخورند

اعدام محمدرضا علیزمانی و آرش رحمانیپور همه مارا دوباره سخت در غم از دست دادن دو انسان فرو برد. گزارشهایی از اعدام و روند دادگاه و چگونگی دستگیری، این دو انسان امروز بر فیس بوک، تویتر، سایتهای اینترنتی و وبلاگها قرار گرفته و قصد من تکرار آنها در اینجا نیست بلکه با احترام فراوان قصد من طرح درخواستی شخصی و دادن هشداری است برای جلوگیری از اعدامها و نجات جان انسانهایی دیگر. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

بهمن ۸م @ ۰۲:۲۳ نویسنده: رحمان

neda-birthday-the-hague.f4v

بزرگداشت تولد ندا آقاسلطان، جانباخته ای از تبار آزادیخواهان، در لاهه هلند.
ندا، سمبل، تکثر گرایی، فمینیسم، مدرنیسم، بیگناهی، زیبایی، عشق ، جوانی، پاکی و شادابی جنبش سبز ایران

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

بیانیه جمعی از فعالان کرد(بیش از ۸۰ تن)، جنبش سبز، جایگاه و مطالبات ما

بهمن ۱م @ ۱۸:۳۵ نویسنده: رحمان

بیش از هفت ماه از آغاز جنبشی اجتماعی و نوین در ایران که به جنبش سبز شهرت یافته، می گذرد. جنبش کم نظیری که به یمن بهره برداری خلاقانه از امکانات وسیع و جدید ارتباطات جمعی؛ همچون شبکه های اینترنتی، تصویر برداری آماتور توسط دوربینهای موبایل، شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و غیره، به سرعت فضاهای مجازی و خبری را اشغال کرده و خود را به جهانیان معرفی نموده است. تکنولوژی نوین از هر ایرانی یک رسانه ساخته و عملا هر شهروند رسانه ای و غیر رسانه ای را عضو یک شبکه فراگیر اجتماعی کرده است. یکی از ویژگی های این شبکه اجتماعی تنوع هویت اعضای آن است، و چنانچه این تنوع و تفاوتها کاملا به رسمیت شناخته شده و مورد توافق و احترام متقابل قرار گیرد، در آینده جهت تحقق اهداف آن مفیدتر خواهد بود.

از آنجا که جنبش سبز تاکنون بر سیاق خودداری از خشونت تا حد امکان پیشرفته است و فاقد یک رهبری واحد است، بنظر می رسد ادامه این رویه از ظرفیت ایجاد دوره استبدادی جدید برای آینده ایران کاسته و به همان نسبت، گذار بسوی دمکراسی و آزادی و برابری، که همانا آرزوی دیرینه همه ایرانیان است را محتمل تر سازد. از سوی دیگر، گذر زمان موجب مواجهه جنبش سبز با مشکلاتی شده است. به عنوان مثال دامنه سرکوب و خشونتهای سی ساله ی غیر قابل باور و حیرت انگیز حکومت که قبلا در مناطقی چون کردستان بکار می رفت، امروزه بطور علنی در مقابل چشمان بهت زده جهانیان به تهران و شهرهای بزرگ کشور کشیده شده است. عریانی این خشونتهای دولتی با تمام تلخی های آن، می تواند عاملی باشد برای ایجاد یک گفتمان فرهنگی میان تمامی ایرانیان از هر جنس، ملیت، مذهب و باور، که باید نه تنها از تکرار خشونت در ایران آینده پرهیز کرد، بلکه باید هرگونه عامل خشونت زا مثل تبعیض و نابرابری را ریشه کن نمود، و این میسر نیست مگر با فرهنگ سازی.

از جمله ی مشکلات دیگر، عدم فراگیری جنبش سبز یا به عبارت دیگر عدم برابری شدت موج ایجاد شده توسط جنبش سبز در مرکز و در حاشیه های کشور است که عمدتا محل سکونت ملیتهای غیر فارس زبان ایران می باشد. دلایل و عوامل این مشکل و راهکارهای برون رفت از آن نه تنها توسط فعالان سیاسی و فرهنگی ملیت ها، بلکه با مشارکت فعالان سیاسی و فرهنگی مرکز نیز باید به بحث و تبادل نظر گذاشته شده و امکان هر چه فراگیر تر شدن جنبش و کاهش توان سرکوب حاکمیت را فراهم آورد. نادیده گرفتن این مشکلات به بهانه امکان تضعیف اتحاد ائتلافهای حداقلی جنبش و اولویت بندی خواسته ها و موکول کردن مسئله گروه های ملی، زنان، کارگران و غیره، به آینده ای مبهم که هرگز فرا نخواهد رسید، هیچگاه ایران را به دمکراسی و آزادی نرسانده و نخواهد رساند. باید همین امروز و در گرماگرم مبارزات صداهای مختلف را شنید و پاسخ گفت، بویژه که هم اکنون دست کم۲۰ زندانی سیاسی کرد در خطر اجرای حکم صادره اعدام قرار دارند. بدون شک سکوت در این باره اجحاف بزرگی خواهد بود و نباید منتظر ماند تا در مرکز هم زندانیان سیاسی اعدام گردند، آنگاه اعتراض کرد! در چنین صورتی تنها برخورد دوگانه رژیم در اعدامهای سریع نمایشی در مناطقی چون کردستان و بلوچستان تداعی خواهد شد که این با نفس یک جنبش آزادیخواهانه و دمکراسی طلب در منافات است.

تاکنون شاهد پخش بیانیه های مختلفی از سوی گروههای متفاوت مذهبی، اصلاح طلب و سکولار بوده ایم که اکثریت قریب به اتفاق آنها با تفاوتهایی انشایی و فکری، شامل مضامینی چون آزادی، دمکراسی و انتخابات آزاد بوده اند. ما جمعی از فعالان کرد که بدون شک خود را نماینده مردم کرد نمی دانیم، اما بخشی از همان مردمیم، با هم تبادل نظر کرده و برای اینکه جنبش نوین ایجاد شده در ایران، همگام با جنبش های آزادی خواهانه ی دیگر، به ویژه جنبش کرد بوده، وبدین ترتیب خطر عدم فراگیری این جنبش که نقظه ضعف اصلی و کنونی آن می باشد، رفع گردد؛ موارد زیر را به عنوان مطالبات، یادآور می شویم:
۱- تدوین قانون اساسی جدید، بر اساس به رسمیت شناختن حقوق گروه های مختلف ملی در ایران، و نیز به رفراندوم گذاشتن آن؛
۲- اجرای کامل مفاد بیانیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیونها و ملحقات آن، و تضمین دمکراسی، انتخابات آزاد بدون امکان حذف دگر اندیشان به بهانه نظارت استصوابی، آزادی بیان، اجتماعات، مطبوعات، احزاب و انجمنها؛
۳- حق انتخاب تمام مقامات سیاسی واجرایی توسط رای مردم؛
۴- عدم پوشش اجباری؛ برابری کامل جنسیتی، ادیان و مذاهب و ملیتها؛
۵- لغو حکم اعدام وآزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی.
۶- تمرکز زدایی از قدرت و تقسیم قدرت سیاسی در مناطق مختلف کشور و مشارکت مردم هر منطقه در اداره منطقه خود که البته پیشنهاد نهادهای سیاسی عمده ی کرد در این باره ایجاد یک جمهوری دمکراتیک فدرال است.
۷- به رسمیت شناختن زبانهای متفاوت موجود در کشور
۸- در نظر گرفتن سهمیه برای هر ملیت و نیز برای زنان، جهت حداقل مشارکت در پستهای اداره سیاسی کشور
۹- تشکیل دادگاه عالی جهت رسیدگی به موارد نقض اجرای قانون اساسی و معاهده حقوق بشر

بدون شک در بیانیه های صادر شده توسط افراد و گروههای دیگراز جمله سکولارها، مواردی به عنوان کف مطالبات مطرح شده که می تواند در برگیرنده «بخشی» از مطالبات ما نیز باشد. به عنوان مثال می توان از بندهای ۲ تا ۴ بیانیه ی آقای موسوی که خواهان تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات و تشکیل احزاب است، یاد کرد. ما ضمن مغتنم شمردن این اشتراکات، برای به ثمر رساندن جنبش سبز و تحقق خواسته های خود نیز از طریق مبارزات مدنی مسالمت آمیز چه در حال و چه در آینده، تلاش خواهیم کرد.

توجه: فعالین کردی که خواستار امضای این بیانیه هستند، می توانند اسامی خود را به آدرس پست الکترونیکی زیر ارسال کنند:
kurd.ledwan@gmail.com

امضای بیش از ۸۰ تن از فعالان، سیاسی و مدنی و شخصیتهای علمی و هنری کرد( پشتیبانی از بیانه مذکور هنوز ادامه دارد):
امضا ها به ترتیب الفبا:
آرزو رشیدی فعال زنان ایران مهاباد
آرش دکلان روزنامه نگار
آرینا مرادی دانشجوی روابط بین الملل سلیمانیه
آزاد رستمی کانون نویسندگان کردستان ایران نروژ
آزاد بهین دانشجو و فعال سیاسی سلیمانیه
آسو سیپان فنلاند
آسو صالح فعال حقوق بشر سوئد
امضا محفوظ ۱ دانشجو سنندج
امضا محفوظ ۲ روزنامه نگار سنندج
افراسیاب گرامی فعال سیاسی مریوان
اقبال کریمیان فعال سیاسی ترکیه
آمانج عزیز کندی فعال سیاسی و فرهنگی سویس
انور سلطانی فعال سیاسی
امید ثابتی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر هندوستان
آوات علییار فعال سیاسی آمریکا
بابان سقزی پژوهشگر و فعال سیاسی دانمارک
بختیار علییار فعال سیاسی سویس
بیژن قهرمانی فعال سیاسی و فرهنگی سوئد
تابان سکایا شاعر و آموزگار دانمارک
جلال هانیسی فعال فرهنگی و سیاسی سلیمانیه
جلیل آزادیخواه نویسنده و روزنامه نگار آمریکا
حسام حیدری فعال حقوق بشر
حسین سعیدی فعال سیاسی و حقوق بشر سوئد
حشمت خسروی روزنامه نگار
حمید علیالی فعال سیاسی
داود آذردوست فعال سیاسی آلمان
دلشاد هورامی نویسنده و فعال سیاسی فنلاند
رامبد لطف پوری فعال سیاسی کویسنجق
رحمان جوانمردی فعال حقوق بشر هلند
رویا طلوعی فعال زنان و محقق دانشگاه آمریکا
زاهد حنبلی فعال سیاسی
ژاله رحیمی خواننده کرد
ژیوار رسولی فعال سیاسی
سارا محمدی فعال سیاسی بلژیک
سارو خلیقی فعال فرهنگی یونان
ساسان امجدی فعال سیاسی و حقوق بشر سویس
سالار آشناگر فعال سیاسی سوئد
سامناک آقایی روزنامه نگار سوئد
سحر دیناروند فعال اجتماعی انگلستان
سوران پالانی دانشجو و روزنامه نگار اکراین
سوران علیپور فعال مدنی سوئد
سیامک حیدری فعال سیاسی سویس
شاهو نادری روزنامه نگار
شهرام عبدالله روزنامه نگار کردستان
شهلا رشیدی فعال حقوق زنان سوئد
شیرکو جهانی اصل فعال حقوق بشر سوئد
صابر قادری روزنامه نگار اربیل
صلاح بایزیدی روزنامه نگار سویس
طاهر قاسمی فعال سیاسی فنلاند
طاهره خرمی روزنامه نگار و جامعه شناس
فریبا محمدی روزنامه نگار سلیمانیه
کاکو علییار فعال سیاسی نروژ
کاله مرادی فعال سیاسی نروژ
کامران امین آوه فعال سیاسی
کاوه آهنگری فعال سیاسی بلژیک
کاوه دستوره فعال فرهنگی و جامعه شناس فرانسه
کاوه قریشی روزنامه نگار سلیمانیه
کوهسار فتاحی فعال سیاسی سوئد
کومار رشی فعال سیاسی سلیمانیه
کیوان صدیقی فعال مدنی شاهین دژ
گرمیان یارحسینی فعال دانشجویی
گلاله شرفکندی فعال سیاسی سوئد
گلمراد مرادی نویسنده, محقق و استاد دانشگاه آلمان
عمر مام رستمی فعال سیاسی
محسن کاکه رش فعال سیاسی
محمد ایزدی روزنامه نگار سلیمانیه
محمد محمدی روزنامه نگار و مستند ساز آلمان
محمد توفیق اسدی فعال سیاسی
محمد رضا اسکندی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
مصطفی زاهدی روزنامه نگار و فعال سیاسی سلیمانیه
مطلب حاجی زاده فعال مدنی اشنویه
معصومه شافعی فعال اجتماعی و زنان سوئد
منصور صدقی فعال سیاسی
مهین شکرالله پور فعال سیاسی و زنان سلیمانیه
نارین محمدی شاعر و روزنامه نگار
ناصر ایرانپور روزنامه نگار آلمان
ناهید مکری فعال حقوق زنان سوئد
نظام زکریایی فعال سیاسی سویس
هانیه اردلان فعال زنان آلمان
هیوا سلیمی روزنامه نگار سلیمانیه
یاسین حاجی زاده نویسنده و فعال سیاسی

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

” روژگار یکی سیره گوڵم” / نامه ای از فرزاد کمانگر

دی ۳۰م @ ۰۲:۵۵ نویسنده: رحمان

دنبال من نگرد مادر
نام مرا بر زبان نیاور در مقابل در این زندان
اینجا دنبال من نگرد
ستاره افتاده بر گیس تو
آن را نکن خسته و گریان

غروب ها دلم میگیرد. نوعی بی قراری به سراغم می آید. نمی دانم چرا ولی سالهاست به این دلتنگی ها عادت کردم. حالا دیگر شعر شاملو، سیگار و لیوان چای هم کام تلخم را شیرین نمی کند. فقط این دلتنگی ها را برایم گیراتر و جذاب تر می نماید. غروب ها با دلم خلوت میکنم. به خودم و انسان های دور برم، به انسانهایی که نشانشان عددی شده است چند رقمی فکر میکنم.
به یاد می آورم که من زندانی شماره ۱۳۵۴۹۰۶۴۸ هستم. اعداد نماد و رمز شده اند، ۳۵۰، ۲۰۹، ۲۴۰، ۲ الف
روزها هم در سرزمین ما سمبل می شوند روزهایی که کم کم تعدادشان از تعداد صفحات تقویم بیشتر شده، ۳ اسفند، ۱۸ تیر،۱۶ آذر، ۲۲ تیر، ۲۹ اسفند، ۳۰ خرداد، ۲ بهمن و…. به یاد می آورم که آدمها در شب تار سرزمین ما خیلی زود ستاره می شوند و ما صاحب قاب عکس های شده ایم به تعداد ستاره های آسمان. ادامه‌ی نوشته »

ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin

فرزاد کمانگر منتظر اعدام است، نگذاریم جمهوری اسلامی داغ ننگ خودی و غیر خودی را بر پیشانی ما بزند

دی ۲۷م @ ۲۱:۱۱ نویسنده: رحمان

از فرزفرزاد معلم فرودستان جامعهاد چه بنویسم او خود همه اوراق یک داستان از انسانیت است او خود اسطوره یک حماسه انسانی است و او خود با عکس العمل هایش در مقابل دیکتاتور و عمالش یک دنیا سخن از انسان گفته است. فرزاد تصویر نه تنها امروز کردستان بلکه تصویر بی گناهی نسلهای متمادی انسان در مقابل جنایتکاران در همه ایران است. فرزاد ندای بشر آزادیخواه و دلسوز فرودستان در جهان مدرن است که امروز در دستان مردان دیکتاتور اسیر است و در انتظار اعدام …
فرزاد معلم فرودستان جامعه
“می خواهم نسیمی شوم و پیام عشق به انسانها را به همه جای این زمین پهناور ببرم”
این ترجمه شعریست که فرزاد از کردی ترجمه کرده… این دغدغه فرزاد در کلام آخر “وصیتنامه” یا نامه اش به اژه ای است…
عشق به انسان…. ادامه‌ی نوشته »
ارسال به:
  • Facebook
  • Print
  • PDF
  • email
  • Google Bookmarks
  • Digg
  • del.icio.us
  • Add to favorites
  • FriendFeed
  • Live
  • MySpace
  • Technorati
  • Twitter
  • Balatarin


انتخاب ها:

Size

رنگ ها

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes